
سخنگوي وزارت خارجهي جمهوري آذربايجان گفت: استقرار نيروهاي پ.ك.ك در مناطق اشغالي جمهوري آذربايجان تهديدي جدي است.
نویسنده:سيدرضا ميرمحمدي
مناقشه ديرپا و بغرنج قره باغ كه امروزه در سطح برخي مطبوعات و رسانه هاي منطقه از آن - در كنار ساير مناقشات موجود در قفقاز نظير آبخازيا و اوستيا - با عنوان مناقشه منجمد شده يا يخ زده ياد مي شود، علي رغم گذشت 14 سال از برقراري آتش بس ميان آذربايجان و ارمنستان در جنگ بر سر آن، همچنان بدون چشم انداز روشن و شفاف مورد مذاكره و چانه زني است. گروه مينسك سازمان امنيت و همكاري اروپا كه از سال 1992 م مامور حل و فصل اين مناقشه در قالب مذاكرات و راه حل هاي سياسي است، تاكنون هيچ توفيقي در اين راه بدست نياورده و نتوانسته در حل و فصل بحران گامي عملي به جلو بردارد.
اين وضعيت، طرف آذربايجانی را كه 20 درصد از اراضي خود را در نتيجه اين مناقشه از دست داده و تا اينجاي كار بازنده به حساب مي آيد، بيش از پيش كم حوصله كرده و به انتقاد از وضعيت موجود و اتخاذ موضع گيري هاي تند كشانده است تا جايي كه سخن از راهكار توسل به جنگ در صورت تداوم بي نتيجه بودن مذاكرات صلح بر زبان آنان جاري مي شود.
الهام علي اف طي سخناني در نشست ويژه بررسي و جمع بندي عملكرد دولت در سال 2007 م كه پس از تعطيلات اول ژانويه سال جديد ميلادي تشكيل شد، ضمن اشاره به اينكه مواضع غير واقع بينانه طرف ارمني و بي تفاوتي مجامع بين المللي دو علت اصلي ناكامي در حل بحران قره باغ در سال هاي گذشته بوده است، سال 2008 م را سالي تعيين كننده در پرونده اين مناقشه عنوان كرد. وي ياد آور شد كه:«امسال بايد بصورت دقيق و مشخص ببينيم كه در بحث قره باغ كجاي كار قرار گرفته ايم و آيا اينكه حل اين مناقشه از طريق صلح آميز ممكن است يا خير؟ پس از آن، تصميم خواهيم گرفت كه چه بايد بكنيم». 1
از منظر تعبير و تفسير مواضع و ديدگاههاي سياسي معني اين سخن آنست كه اگر رويكرد مذاكره و تلاش سياسي براي حل و فصل مناقشه قره باغ همچنان بي نتيجه و در بن بست بماند، توسل به راهكار نظامي اجتناب ناپذير خواهد بود.
متعاقب اين بيانات، در 13 ژانويه، روساي گروه مينسك سازمان امنيت و همكاري اروپا طي سفري به باكو، نمايشگر تداوم تلاش هاي سياسي خود شده و از زبان متيو برايزا رئيس آمريكايي اين گروه اعلام كردند كه هدف آنان از سفر به منطقه ( باكو و ايروان ) دريافت آخرين نظرات روسای جمهور دو كشور آذربايجان و ارمنستان پيرامون بسته پيشنهادي مادريد بوده است. در مذاكرات مادريد كه سال گذشته ميلادي صورت گرفت، روساي گروه مينسك جديد ترين و آخرين شكل يا فرم بسته پيشنهادي خود براي حل بحران قره باغ را ارائه كردند. اگرچه جزئيات مفاد و بند هاي اين بسته پيشنهادي اعلام نشد ولي متيو برايزا در مصاحبه خود هنگام حضور در باكو اشاره مختصري به كليات آن كرد. تخليه اراضي اشغالي آذربايجان از سوي ارمني ها، استقرار نيروهاي حافظ صلح در آن اراضي، تامين امنيت قره باغ و تعيين وضعيت حقوقي آن منطقه محورهاي مورد اشاره وي در ارتباط با كليات مفاد بسته پيشنهادي مادريد بود.(2)
علي رغم همه اين تلاشها و اظهار نظرهاي بعضا خوش بينانه، با توجه به ابعاد پيچيده و چند مجهولي مناقشه قره باغ ، خارج شدن تكليف حل و فصل آن از دست دو طرف درگير و گرفتار شدن آن در چنبره پروسه ها و پروژه هاي بين المللي و منفعت طلبي هاي قدرت هاي جهاني و نيز مواضع دور از هم و بسيار متفاوت رهبران باكو و ايروان، چشم انداز حل مناقشه را در آينده اي كوتاه چندان روشن و شفاف ترسيم نمي كند.3
اما آنچه در اين ميان قابل اشاره است اينكه طي دو سال گذشته چند پروژه بزرگ و مهم اقتصادي و در راس آنها افتتاح خطوط لوله نفت و گاز باكو- تفليس- جيهان و باكو- تفليس- ارضروم كه امر حياتي انتقال سوخت و انرژي از حوزه خزر به اروپا و غرب را به عهده دارند در منطقه به بهره برداري رسيده و در نتيجه، تامين و استقرار امنيت و ثبات منطقه اي در حوزه جغرافيايي اين پروژه ها را به مسئله اي جدي و حتي جبري تبديل كرده است. بر اين اساس، به نظر مي رسد اروپا و آمريكا در ماههاي گذشته تلاش خود را براي يافتن يك راه حل مسالمت آميز به منظور كمك به خاتمه اين مناقشه تشديد نموده، رايزني ها و تحركات خود را بيش از پيش كرده اند. در اين فرايند، ذخاير نفت و گاز جمهوري آذربايجان و ارتقاء موقعيت منطقه اي و جهاني اين كشور به پشتوانه داشتن اين مواد حياتي و صدور آن به اروپا و آمريكا، شرايط باكو را در پيشبرد تلاشهايش در مسير مذاكره و طريق صلح آميز تقويت كرده، بطوري كه در مواضع و اظهارات روساي اروپايي و آمريكايي گروه مينسك و ساير مقامات غربي طي يك سال گذشته، چرخش به سمت خواسته هاي باكو محسوس و نمايان بوده است.
با اين حال قابل ترديد نيست كه در اين وضعيت نيز منافع روسيه به عنوان يك قدرت منطقه اي و ميراث دار ابر قدرت فروپاشيده شوروي از يك سو و اروپا و آمريكا از سوي ديگر به نقطه مشتركي ختم نشده و رو دروري هم قرار مي گيرد. اتفاقي كه از اول شكل گيري مناقشه قره باغ هم دامنگير دو طرف مناقشه بوده و حل و فصل نهايي آن را تحت تاثير قرار داده است. روسيه بنا به دلايل متعددي دوست ندارد اولا اين مناقشه از شكل و حالت پيچيده و مركب خود خارج شده و به معادله اي ساده و راحت تبديل شود و ثانيا كليد حل و فصل آن در دست غرب بويژه آمريكا قرار گرفته و گره آن بدست آنها باز شود. چرا كه اين اتفاق، شكستي ديگر براي مسكو در رويارويي با جبهه غرب و از بين رفتن منافع روسيه در منطقه اي كه هنوز هم براي رهبران آن مهم و حياتي به حساب مي آيد، قلمداد خواهد شد.
با اين وصف، سئوال اساسي اين است كه اين مناقشه پرهزينه كه به ميدان گروكشي روسيه و غرب بدل شده است چه زماني و چگونه راه حل خود را خواهد يافت؟ بي شك پاسخ اين پرسش آسان نيست و نمي توان نسخه اي پيچيد كه با عمل به آن، به راحتي به عمر اين غائله كهنه و دمل چركين منطقه خاتمه داد چرا كه اين سئوال اساسي 14 سال پيش و در سال 1994 م كه دو كشور بر سر برقراري آتش بس به توافق رسيده و آنرا اجرا كردند نيز مطرح بود. 14 سال زمان كمي براي يافتن پاسخ يك پرسش نيست و اكنون كه اين سئوال در طي 14 سال گذشته راه حل خود را نيافته، نمي توان انتظار داشت كه دو ملت آذري و ارمني خوش بين به يافتن آن در آينده اي نزديك بوده باشند.
به رغم اين، و با پند آموزي از دردسرها و فراز و نشيب هاي گذشته اين مناقشه، مي توان خطوط و راهكارهايي ترسيم كرد كه به حل مشكل پيش آمده كمك كرده باشد. قطعا در اين خصوص بايد به عواملي كه به عنوان مانع و بازدارنده عمل كرده و سد راه بوده اند و در سطور بالا اجمالا به برخي از آنها اشاره شد، توجه داشته و گامهاي عملي نسبت به رفع آنها برداشته شود.
پايبندي به انصاف و عدالت در مسير تلاش هاي پيش رو، واقع بيني و عدم اتكا به آرمانگرايي در روند مذاكرات، گذشت متقابل از سوي رهبران و دولتمردان دو كشور با هدف كمك به باز شدن گره هاي كور مناقشه، دلسوزي براي رفاه و آسايش هر دو جماعت آذري و ارمني، احترام به قوانين و كنوانسيون هاي بين المللي از ناحيه هر دو طرف، ملاحظاتي هستند كه پايتخت ها و دولتمردان طرفين درگير در مناقشه، لاجرم بايد به اعمال و رعايت آنها تن در دهند و احترام و پايبندي خود را به اين اصول در ميدان عمل نشان دهند.
علاوه بر اينها، از آنجا كه اين مناقشه بعد فرامنطقه اي و بين المللي يافته و قدرت هاي جهاني نيز بنا بر ملاحظاتي از جمله پيگيري منافع سياسي و اقتصادي حد اكثري خود در آن وارد شده اند، صرف تلاش و تفاهم باكو و ايروان نمي تواند غائله را خاتمه دهد، بلكه اراده قدرت هاي درگير نيز بايد معطوف به اين نيت باشد تا در عمل اتفاق خوشايندي بيفتد. حد اقل اقدامي كه آنها در اين جهت مي توانند انجام دهند، انديشدن به ثبات، آرامش و رفاه دو ملت مغبون و عمل كردن به شعارهايي كه در باره حقوق بشر و مصالح ملتها سر مي دهند، است.
از اين نكته مهم و اساسي هم نبايد عبور كرد كه، هم دستگاههاي رسانه اي و تبليغاتي دو طرف درگير و هم ابزارها و امكانات ساير محافل و مجامع بين المللي رسمي و غير رسمي مرتبط، بايد در جهتي حركت نمايند كه به مدد كار فكري، رسانه اي و تبليغاتي، فاصله ها راكم كرده، نفرت ها و كدورت هاي موجود در ميان دو طرف را از بين ببرند و فضا را براي آفرينش يك محيط منطقي و عقلاني براي ايجاد تفاهم و سازش توام با رضايت دو طرفه، فراهم نمايند.
ترديدي نيست كه شرايط و وضعيت كنوني، با عطف توجه به آنچه در طي سالهاي گذشته ميان دو طرف اتفاق افتاد و تلفات انساني سنگين و خسارت هاي مالي و اقتصادي غير قابل جبراني را براي دو كشور تحميل نمود، بازي باخت - باخت محسوب مي شود و هيچكدام از طرفين نمي توانند ادعا كند كه پيروز ميدان شده اند.
نويسنده: سيدرضا ميرمحمدي (كارشناس مسائل آسياي مركزي و قفقاز)
پي نوشت ها:
1- پايگاه اينترنتي خبرگزاري آپا (www.apa.az ) 12 ژانويه 2008
2- پايگاه اينترنتي روز نامه يني مساوات چاپ باكو (www.musavat.com ) 27 ژانويه 2008
3- علاقمندان به مطالعه بيشتر در اين خصوص مي توانند به مقاله اي با عنوان " مناقشه قره باغ، ريشه ها و پيامدها
| ||||
|
| ||||
واحید قاراباغلی
آذربایجان بدلیل برخورداری اش از منابع زیرزمینی و روزمینی غنی و همچنین موقعیت ژپولتیک و استراتژیک اش همواره مورد توجه قدرتهای بیگانه و استعمارگر بوده است.
از اینرو در طول تاریخ به حوادث مختلف معروض مانده و یا حرکت های مختلف در آن روی داده است.
در نتیجه این حوادث و اتفاقات آذربایجان ضربه های سنگین را متقبل شده و از سوی قدرتهای بیگانه مورد تجزیه قرار گرفته شده است.
سس دوشدو دغلارا ، داشلارا ، قاچين !
تالاندی قاراباغ ، آليندی لاچين !
گلمه ديم ، گلمه ديم ، آغاردی ساچين !
باغيشلا قارداشيم ، باغيشلا باجيم !
کلبجردن اسن ، اسينه گلديم !
فضولی دن قالخان ، سسينه گلديم !
تويونو گؤرمه دن ، ياسينا گلديم !
باغيشلا قارداشيم ، باغيشلا باجيم !
خوجالی ، خان کندی ، دئييب دولانديم !
قاپيلار باغلاندی ، يولا جالانديم !
درد اولوب ، ايچيمه دولوب ، قالانديم !
باغيشلا قارداشيم ، باغيشلا باجيم !
Qarabağım
Sِhbətə çağırır şuşa ceyrani...
اağırır yaralı yaralı səni...
اağırır axdiqca gِzümün qani...
Bu gün Qarabağın maralı səni...
"Qabil
“Şuşa ceyrani” ürəyinə qurban
Sinəndə qanayan yaraya qurban
Gِzlərin ağlar, səsin həzin
Vaxtsız ağaran saçına qurban
.......
Sən o tayda, mən bu tayda
Dərdlərin ruhumu çəkir dara
Sanma unutmuşam sənı, “Qarabağın maralı”
Hicran acisin sِzumdə ara
.......
اağirna səs verən mənəm, duy səsimi
Həsrətinə yanan mənəm, paylaş qəmini
Bax! Qarabağ çagırır bizi, birləşməliyik
Uğrunda Anamıziın sütünə and içməliyik
.......
Dolmasın gِzün, düşmən ağlasın
Başını əymə sən, namərd utansın
Vətən adlı sevdamız cəhani sarsın
Qoy bu sədamız hər yanda ucalsın
.......
Damarlarımdakı axan, dolaşan qan!
Kِnül yaram, sevgı bağım “Qarabağım”
Qara gününü gِrdükcə bağrim şan şan
Baxtı qaram, Arzu anam “Qarabağım”
.......
Adınla fəxr edir səni hər taniyan
Dillərdə əzbər olsun adın “Qarabağım”
Zəfər günəşin doğmaqda, dayan
Tapılmaz bənzərin tayin “Qarabağım”
.......
Qış gedəcək, əsəcək bahar nəfəsi
Yerdə qalmayacaq məzlumun naləsi
Yüksələcək kِnüllərdə Xanin səsi
vətəni Qarabağ şikəstəsi
XOCALI FACİƏSİ
1992-ci il fevralın 25-dən 26-na keçən gecə XX əsrin ən böyük faciəsi-Xocalı qırğını baş verdi. Yüzlərlə insan al qanına qəltan edilib qətilə yetirildi. Düşmən kini küdrəti içini yığıb kimsəyə aman vermədi. Kafir erməni həmin o dəhşətli gecədə ağbirçək anaya da güllə atdı, ağsaqqal qocaya da, südəmər körpəyə də. Düşmən amansız idi və xislətindəki bütün insani hissləri kənara qoyub quduz canavara dönmüşdü. O, türk qanına həris idi və bu qandan içdikcə hiddətlənir, ehtiraslı bir qüvvə ilə köməksiz ovunun üstünə atılır, insafın, mərhəmətin nə olduğunu bilmirdi. Onun qəlbində yalnız bir “istək“ alovlanırdı:Türk qanı içmək! Bacardıqca çox içmək türk qanı! Onun ulu babalarıda həmişə belə etmişdi-türk qanı içmək həsrətiylə yaşamışdılar. İndi o məkirli babaların kinli övladları bu istəyi həyata keçirirdilər. İnsanlıq adına yazılmayan bütün vəhşilikləri köməksiz insanların taleyinə qanlı güllələrlə həkk edirdilər. Körpə naləsindən, ağbirçək ana yalvarışlarından xoşhallanırdı bu kafirlər-ermənilər! Ermənilər doğurdanmı kafirlik edirdi həmin o günü? Ermənilər allah xofundan ehtiyat etmirdilərmi? Bir də kafirdə hansı insani hiss, düşüncə olur ki, allah adındanda ehtiyatlansın?
XOCALI SOYQIRIMI QURBANLARININ XATİRƏSİNƏ SÜKUT DƏQİQƏSİ E’LAN EDİLMƏSİ HAQQINDA AZƏRBAYCAN RESPUBLİKASI PREZİDENTİNİN SƏRƏNCAMI
1992-ci il fevral ayının 26-da Ermənistan silahlı qüvvələri Azərbaycan xalqına qarşı misli görünməmiş Xocalı soyqırımı törətmişlər. Bu kütləvi və amansız qırğın aktı erməni qəsibkarlarının Azərbaycan dövlət müstəqilliyini, ərazı bütövlüyünü hədəf almış məqsədyönlü irticaçı siyasətinin növbəti qanlı səhifəsi olmaqla, təkcə Azərbaycan xalqına deyil, bütün insanlığa qarşı cinayətdir və bəşər tarixində qara ləkə kimi qalacaqdır.
Xocalı soyqırımı qurbanlarının xatirəsini yad etmək məqsəd ilə qərara alıram:
Hər il fevral ayının 26-sı saat 17:00-da Azərbaycan Respublikası ərazisində Xocalı soyqırımı qurbanlarının xatirəsinə ehtiram əlaməti olaraq sükut dəqiqəsi elan edilsin.
Azərbaycan Respublikasının Prezidenti
Heydər Əliyev
Ötən əsrin sonunda tarixi proseslərin gedişi nəticəsində yenidən müstəqillik əldə etmiş Azərbaycan Respublikası dünya birliyi ölkələri sırasına qoşulmuşdur. Dünya dövlətlərinin mövcud olduğu bu mühitdə tarixən hər kəsin öz maraqları, qarşılıqlı münasibətlərinin tənzimlənməsinin özünəməxsus qayda-qanunuları və istiqamətləri formalaşır. Beynəlxalq, dövlətlərarası münasibətlərin istiqamətləri də məhs bu mühitdə müəyyənləşir, bəşəriyyət bu variantlar əsasında idarə olunur
|
TARİXİMİZİN QAN YADDAŞI |
![]() |
Qarabağ nəinki Azərbaycanın, hətta bütün dünyanın ən qədim torpaqlarından biridir. Bu ərazidə ən qədim dövrlərə aid yerlər aşkar olunmuşdur. 1968-ci ildə Azıx mağarasında Azıxantrop adlı primitiv Azıx adamının çənə sümüyü tapılmışdır. Çox guman ki, Azıx adamları burada 250-300 min il bundan əvvəl yaşamışlar. Bütün tarix boyu Qarabağ Azərbaycanın ayrılmaz hissəsi olmuşdur. Ərəb xilafətinin işğalı və Alban dövlətinin süqutu ilə VII-IX əsrlərdə Qarabağın tarixində əhəmiyyətli dəyişikliklər baş verdi. Ərəb işğalının nəticəsində Albaniyanın xristian əhalisinin əksəriyyəti İslamı qəbul etdi, qalanları, xüsusilə Albaniyanın Qarabağ yüksəkliklərində yaşayan əhali isə IV əsrdə Albaniyanın dövlət dini elan olunmuş xristianlıqdan imtina etmədi. XIX əsrin əvvəllərində Şimali Azərbaycan ərazilərinin Rusiya tərəfindən işğalından sonra Eçmiədzinin təzyiqi və israrlı müraciətləri nəticəsində Rus çarının Alban Katalikosunun ləğvi barədə qərarı Qarabağ yüksəkliklərinin Alban əhalisinin gürcüləşdirmə və erməniləşdirmə prosesinin başlanğıcını qoydu. Qarabağ Sacilər, Salarilər, Şəddadilər, Atabəylər, Hülakilər (Elxanilər), Qaraqoyunlu, Ağqoyunlu kimi ərəblərin işğalından sonra Azərbaycanda biri birini əvəz etmiş müxtəlif müsəlman dövlətlərinin tərkibində olmuşdur.
Azərbaycan Səfəvilər Dövlətinin (1501) yaranması bütün Azərbaycan torpaqlarının mərkəzləşdirilməsinin əsasını qoydu. Səfəvilər tərəfindən yaradılmış dörd əyalətdən birinin adı Qarabağ və ya Gəncə idi. Səfəvilər Dövlətinin mövcudluğuna son qoymuş Nadir şahın ölümündən sonra Azərbaycanda yeni müstəqil və yarı-müstəqil dövlətlər, xanlıqlar və sultanlıqlar yarandı. Onlardan biri Qarabağ xanlığı idi. Qarabağ xanlığı Azərbaycanın görkəmli dövlət xadimlərindən biri olan Pənahəli Bəy Cavanşir tərəfindən yaradılmışdır. Onun oğlu İbrahim xanın dövründə Qarabağ xanlığı daha da gücləndi. 1805-ci ildə İbrahim xan Rusiya silahlı qüvvələrinin komandiri P.D.Sisianov ilə Kürəkçayda müqavilə imzaladı. Kürəkçay müqaviləsinə əsasən Qarabağ xanlığı müsəlman - Azərbaycan torpağı kimi Rusiyaya birləşdirildi. Kürəkçay müqaviləsi Qarabağın, onun dağlıq bölgəsi də daxil olmaqla, tarixi Azərbaycan torpağı olduğunu sübut edən ən mühüm sənədlərdən biridir. Şimali Azərbaycanın işğalından sonra bu torpaqlarda mövqeyini möhkəmləndirmək məqsədi ilə çarizm erməniləşdirmə siyasətini tətbiq etməyə başladı. 1828-ci il Türkmənçay müqaviləsi və 1829-cu il Ədirnə müqaviləsinə əsasən İran və Türkiyədən köçürülmüş ermənilər Qarabağ da daxil olmaqla Şimali Azərbaycanda məskunlaşdırıldılar.
1918-ci il mayın 28-də, təxminən 100 illik Rusiya müstəmləkəsindən sonra Azərbaycan xalqı Şimali Azərbaycanda yeni müstəqil dövlətini yaratdı. Azərbaycan Xalq Cümhuriyyəti Qarabağ üzərində də siyasi hakimiyyəti saxladı. Eyni zamanda, yeni yaranmış Ermənistan (Ararat) respublikası da Qarabağa qarşı əsassız ərazi iddiaları ilə çıxış etdi. Qarabağı ələ keçirmək məqsədi ilə bu dövrdə ermənilər əvvəllər də həyata keçirdikləri soyqırım aktlarını törətməyə davam etdilər. Vəziyyətlə əlaqədar olaraq, 1919-cu ilin yanvarında Azərbaycan hökuməti Şuşa, Cavanşir, Cəbrayıl və Zəngəzur qəzalarını əhatə edən Baş Qarabağ Əyalətini yaratdı. 1920-ci il aprelin 28-də Azərbaycanda Sovet dövlətinin bərqərar olmasından bir neçə il sonra, 1920-1923-cü illərdə həyata keçirilmiş məqsədyönlü tədbirlər nəticəsində keçmiş Qarabağ xanlığının tərkibində olmuş Azərbaycan torpaqları özlərinin ənənəvi tarixi və geocoğrafi bütövlüyünü itirdi. Sovetləşdirildikdən sonra Azərbaycan Dağlıq Qarabağa muxtar vilayət statusu verməyə məcbur edildi. Beləliklə, Azərbaycanın ayrılmaz hissəsi olan Qarabağ süni şəkildə aran və dağlıq hissələrə bölündü. Bütün bu tarixi ədalətsizliklərə baxmayaraq, Dağlıq Qarabağ Muxtar Vilayətinin siyasi, sosial, iqtisadi və mədəni inkişafını təmin etmək üçün Azərbaycan bu bölgədə kompleks islahatlar həyata keçirdi. Amma yenə də erməni separatçıları öz mənfur siyasətlərini həyata keçirməyə və bununla da Azərbaycana ciddi ziyan vurmağa davam etdilər.SSRİ-nin süqutu ərəfəsində onlar öz fəaliyyətini sürətləndirdilər. Azərbaycana qarşı təcavüzkar müharibə başlandı.SSRİ-nin süqutu ərəfəsində onlar öz fəaliyyətini sürətləndirdilər. Azərbaycana qarşı təcavüzkar müharibə başlandı.
![]() | |||
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
Müraciət
تعدادي از عكسهاي گرد همائي اهالي تبريزدر محكوميت كشتار شيعيان مظلوم خوجالي در 7 اسفند 1384 مقابل لانه ئ فساد و هدايت كمكهاي مادي و معنوي ارمني هاي داشناك در آذربايجان خليفه گري كل آذربايجان عليرغم معاونت ماموران حضور اهالي قهرمان پرور تبريز در مراسم قابل ستايش است در اين روز و حضور دائمي اهالي تبريز در اينگونه مراسمات باعث تجديد نظر دشمنان مردم آذربايجان در سياستهاي ضد بشري خود خواهد شد و حركت رو به رشد بيداري مردم آگاه و ترك زبان آذربايجان جنوبي مطمئنا روند آزاد سازي قاراباغ مظلوم را از چنگال داشناكهاي ارمني تند تر خواهد كرد و داشناك هاي ارمني بايد اين پيام را داشته باشند اگر هر چه سريعتر قاراباغ مظلوم را در اشغال خود نگه دارند آنگاه غيرت و غضب آذربايجاني ها گريبان آنها را خواهد گرفت و اين بار آنقدر توفنده خواهد بود كه طومار هر متجاوز گري را براي هميشه بر خواهد چيد ودرس و عبرتي براي آيندگان خواهد بود و به ارمني هاي ساكن در آذربايجان هشدار ميدهيم دست از حمايت از داشناك هاي ارمني بردارند و در محكوميت اشغال قاراباغ و اعلام انزجار از كشتار شيطان مظلوم خوجالي توسط جانيان قرن اقدام نمايندآنگاه براي هميشه ميهمان ما در تبريز باقي خواهند ماند در غير اين صورت آنها را شريك جرم اين جنايت قرن خواهيم دانست وديگر از رافت و مهرباني خبري نخواهد بود و اين ميهماني ديگر تمام خواهد شد وميزبان در دامن خود دشمن تربيت نخواهد كرد
عزيزينم قاراباغ (قره باغ من عزيز توام)
قارا طالع قارا باخت (طالع سياه ، سرنوشت شوم)
جنته گئتسم يئنه (اگر به بهشت وارد شوم)
ياددان چيخماز قاراباغ (باز قره باغ فراموشم نمي شود)
قاراباغيم قارباغيم (قره باغ من اي باغستان برفي من)
ياشيل اومود يارپاقيم (برگ سبز اوميد من)
اوياق گزديم اوستونده (من برروي سينه تو بيدار گشته ام)
ياتسام سن اول يورقانيم (اگر خوابيدم تو مرا بپوشان)
قاراباغيم باغ اولسون (قره باغ من باغستان شود)
عومور گونو آغ اولسون (روزگارش درخشان شود)
داغلاري منه ذيروه (کوههايش ستيغ من)...
ياد اورگه داغ اولوسون (براي قلبهاي بيگانه داغ شود)
شوشام* قالمادي منيم ( شوشاي من از دست رفت)
يوردوم آنام دي منيم (وطن من مادرمن است)
من اونون بالاسييام (من فرزند اويم)
اودا بالامدي منيم (اوهم فرزند من است)
عسکران* عسکريمدي (عسکران سرباز من است)
خان کندي* درد - سريمدي (خان کندي مصيبت سراي من است)
هر کس يئريني تاپسين (هر کس بايد جاي خودرا بيابد)
بورا منيم يئريمدي (اينجا هم زمين من است)
داها قاراباغلارام (ديگر سياه خواهم پوشيد)
سئللر کيمين چاغلارام (همانند سيلابها خروشان خواهم شد)
اولوب قالان عومرومو (باقيمانده عمرم را...)
وطن دييه آغلارام... (وطن خواهم گفت و خواهم گريست...)