تبليغاتX
تاریخی - تحلیلی - خبری درباره قاراباغ

سخنگوي وزارت خارجه‌ي جمهوري آذربايجان گفت: استقرار نيروهاي پ.ك.ك در مناطق اشغالي جمهوري آذربايجان تهديدي جدي است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 15:21 توسط قاراباغ |

خلاصه خبررجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه در چهل و نهمین کنفرانس امنیتی در مونیخ به عنوان مهمان افتخاری سخنرانی داشت. در این کنفرانس که در آن وزرای امور خارجه و دفاع 47 کشور حضور داشتند بین اردوغان و اوسکانیان، وزیر امور خارجه ارمنستان یک جدال لفظی در گرفت. 
متن خبر

جدال لفظی نخست وزیر ترکیه با وزیرخارجه ارمنستان: در قره باغ معلوم شد کشتار نژادی را چه کسی انجام می دهد!

رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه در چهل و نهمین کنفرانس امنیتی در مونیخ به عنوان مهمان افتخاری سخنرانی داشت. در این کنفرانس که در آن وزرای امور خارجه و دفاع 47 کشور حضور داشتند بین اردوغان و اوسکانیان، وزیر امور خارجه ارمنستان یک جدال لفظی در گرفت.

وارتان اوسکانیان در این کنفرانس با گفتن این سخنان که: «شما گفته بودید در آینده احتمال گفتگو وجود دارد» از اردوغان پرسید: «چرا مخالف رابطه بین ارمنستان و ترکیه هستید، درحالی که ما هیچ پیش شرطی برای گفت و گو نداریم؟»

اردوغان واکنش تندی به این پرسش نشان داد و گفت: « قرارداد مینسک درباره قره باغ کوهستانی هنوز هم از سوی شما اجرا نشده است. دنیا ارمنستان را بعنوان یک اشغالگر می شناسد. قره باغ را ترک کنید و بگذارید دهها هزار آذری آواره شده به آنجا برگردند. آذری ها هم نژادان ما هستند. چرا به این مسأله عمل نمی کنید؟ اینکه چه کسی چه گونه جائی را اشغال کرده است و اینکه چه کسی دست به کشتار نژادی زده است در حوادث قره باغ آشکار شده است.

شما چگونه صحبت از کشتار ارمنی ها و مسیحیان می کنید؟ براساس چه مدرکی به این اقدام زشت دست می زنید؟ در این زمینه چه مدرکی در دستتان دارید؟ برای مطالعه این موضوع به صورت رسمی دعوتنامه داده ام که بیایید و تحقیق کنید، آرشیوهایمان را هم باز کرده ایم. اگر ارمنستان هم در این زمینه حرفی دارد آرشیوهایش را مرتب کند و در دید عموم بگذارد تا باستان شناسان، مورخان، اهالی سیاست و حقوقدانان در این زمینه مطالعه کنند و نتیجه را اعلام کنند.»

اردوغان ادامه داد: «در فرهنگ ما قتل عام نژادی جائی ندارد. برای هرگونه بحثی در این زمینه حاضریم. از ارمنستان هم دعوت می کنم برای بحث حاضر باشد. اینکه با لابی گری مجالس دنیا را به محکومیت در این زمینه وا می دارید کار درستی نیست. ما برای پاسخ دادن در زمینه تاریخمان حاضریم.»

نخست وزیر ترکیه همچنین اضافه کرد: « بین ارمنستان و ترکیه ارتباط هوایی وجود نداشت، با آمدن من درها باز شد و هم اکنون حمل و نقل کارگو از ارمنستان به ترکیه انجام می شود. کلیسای جزیره آک دامار را که متعلق به ارمنی هاست به عنوان یک پیام مرمت کردیم و در خدمت هموطنان ارمنی مان گذاشتیم.

در کشور من بیش از 40 هزار ارمنستانی وجود دارد. چرا این ارمنی ها از کشورتان فرار می کنند و به ترکیه می آیند؟ ما مشکلی با هموطنان ارمنی خودمان نداریم. اما ارمنی های ارمنستان و بسیاری از کشورهای دیگر چرا به ترکیه فرار می کنند، این را باید خودتان حل کنید»

منابع: توران ییلماز – روزنامه حریت و سایتهای خبری ترکیه

10/02/2008

پی نوشت – ارمنستان با چهار کشور گرجستان، ترکیه، ایران و آذربایجان همسایه است و به دریای آزاد راه ندارد. این کشور با جمهوری آذربایجان به دلیل اشغال قره باغ در حالت آتش بس (نه جنگ و نه صلح) به سر می برد. وضعیت اقتصادی ضعیف گرجستان نیز باعث شده است این کشور به دنبال ارتباط با دیگر کشورهای همسایه باشد. ترکیه هم به دلیل اشغال قره باغ از سوی ارمنستان، با آن کشور رابطه ندارد و این کشور در بین همسایگان، تنها با ایران مناسبات حسنه دارد.

http://uzakyol.blogspot.com/

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 12:57 توسط قاراباغ |

مناقشه قارا باغ بازي باخت – باخت باكو و ايروان


نویسنده:سيدرضا ميرمحمدي


مناقشه ديرپا و بغرنج قره باغ كه امروزه در سطح برخي مطبوعات و رسانه هاي منطقه از آن - در كنار ساير مناقشات موجود در قفقاز نظير آبخازيا و اوستيا - با عنوان مناقشه منجمد شده يا يخ زده ياد مي شود، علي رغم گذشت 14 سال از برقراري آتش بس ميان آذربايجان و ارمنستان در جنگ بر سر آن، همچنان بدون چشم انداز روشن و شفاف مورد مذاكره و چانه زني است. گروه مينسك سازمان امنيت و همكاري اروپا كه از سال 1992 م مامور حل و فصل اين مناقشه در قالب مذاكرات و راه حل هاي سياسي است، تاكنون هيچ توفيقي در اين راه بدست نياورده و نتوانسته در حل و فصل بحران گامي عملي به جلو بردارد.

اين وضعيت، طرف آذربايجانی را كه 20 درصد از اراضي خود را در نتيجه اين مناقشه از دست داده و تا اينجاي كار بازنده به حساب مي آيد، بيش از پيش كم حوصله كرده و به انتقاد از وضعيت موجود و اتخاذ موضع گيري هاي تند كشانده است تا جايي كه سخن از راهكار توسل به جنگ در صورت تداوم بي نتيجه بودن مذاكرات صلح بر زبان آنان جاري مي شود.

الهام علي اف طي سخناني در نشست ويژه بررسي و جمع بندي عملكرد دولت در سال 2007 م كه پس از تعطيلات اول ژانويه سال جديد ميلادي تشكيل شد، ضمن اشاره به اينكه مواضع غير واقع بينانه طرف ارمني و بي تفاوتي مجامع بين المللي دو علت اصلي ناكامي در حل بحران قره باغ در سال هاي گذشته بوده است، سال 2008 م را سالي تعيين كننده در پرونده اين مناقشه عنوان كرد. وي ياد آور شد كه:«امسال بايد بصورت دقيق و مشخص ببينيم كه در بحث قره باغ كجاي كار قرار گرفته ايم و آيا اينكه حل اين مناقشه از طريق صلح آميز ممكن است يا خير؟ پس از آن، تصميم خواهيم گرفت كه چه بايد بكنيم». 1

از منظر تعبير و تفسير مواضع و ديدگاههاي سياسي معني اين سخن آنست كه اگر رويكرد مذاكره و تلاش سياسي براي حل و فصل مناقشه قره باغ همچنان بي نتيجه و در بن بست بماند، توسل به راهكار نظامي اجتناب ناپذير خواهد بود.

متعاقب اين بيانات، در 13 ژانويه، روساي گروه مينسك سازمان امنيت و همكاري اروپا طي سفري به باكو، نمايشگر تداوم تلاش هاي سياسي خود شده و از زبان متيو برايزا رئيس آمريكايي اين گروه اعلام كردند كه هدف آنان از سفر به منطقه ( باكو و ايروان ) دريافت آخرين نظرات روسای جمهور دو كشور آذربايجان و ارمنستان پيرامون بسته پيشنهادي مادريد بوده است. در مذاكرات مادريد كه سال گذشته ميلادي صورت گرفت، روساي گروه مينسك جديد ترين و آخرين شكل يا فرم بسته پيشنهادي خود براي حل بحران قره باغ را ارائه كردند. اگرچه جزئيات مفاد و بند هاي اين بسته پيشنهادي اعلام نشد ولي متيو برايزا در مصاحبه خود هنگام حضور در باكو اشاره مختصري به كليات آن كرد. تخليه اراضي اشغالي آذربايجان از سوي ارمني ها، استقرار نيروهاي حافظ صلح در آن اراضي، تامين امنيت قره باغ و تعيين وضعيت حقوقي آن منطقه محورهاي مورد اشاره وي در ارتباط با كليات مفاد بسته پيشنهادي مادريد بود.(2)

علي رغم همه اين تلاشها و اظهار نظرهاي بعضا خوش بينانه، با توجه به ابعاد پيچيده و چند مجهولي مناقشه قره باغ ، خارج شدن تكليف حل و فصل آن از دست دو طرف درگير و گرفتار شدن آن در چنبره پروسه ها و پروژه هاي بين المللي و منفعت طلبي هاي قدرت هاي جهاني و نيز مواضع دور از هم و بسيار متفاوت رهبران باكو و ايروان، چشم انداز حل مناقشه را در آينده اي كوتاه چندان روشن و شفاف ترسيم نمي كند.3

اما آنچه در اين ميان قابل اشاره است اينكه طي دو سال گذشته چند پروژه بزرگ و مهم اقتصادي و در راس آنها افتتاح خطوط لوله نفت و گاز باكو- تفليس- جيهان و باكو- تفليس- ارضروم كه امر حياتي انتقال سوخت و انرژي از حوزه خزر به اروپا و غرب را به عهده دارند در منطقه به بهره برداري رسيده و در نتيجه، تامين و استقرار امنيت و ثبات منطقه اي در حوزه جغرافيايي اين پروژه ها را به مسئله اي جدي و حتي جبري تبديل كرده است. بر اين اساس، به نظر مي رسد اروپا و آمريكا در ماههاي گذشته تلاش خود را براي يافتن يك راه حل مسالمت آميز به منظور كمك به خاتمه اين مناقشه تشديد نموده، رايزني ها و تحركات خود را بيش از پيش كرده اند. در اين فرايند، ذخاير نفت و گاز جمهوري آذربايجان و ارتقاء موقعيت منطقه اي و جهاني اين كشور به پشتوانه داشتن اين مواد حياتي و صدور آن به اروپا و آمريكا، شرايط باكو را در پيشبرد تلاشهايش در مسير مذاكره و طريق صلح آميز تقويت كرده، بطوري كه در مواضع و اظهارات روساي اروپايي و آمريكايي گروه مينسك و ساير مقامات غربي طي يك سال گذشته، چرخش به سمت خواسته هاي باكو محسوس و نمايان بوده است.

با اين حال قابل ترديد نيست كه در اين وضعيت نيز منافع روسيه به عنوان يك قدرت منطقه اي و ميراث دار ابر قدرت فروپاشيده شوروي از يك سو و اروپا و آمريكا از سوي ديگر به نقطه مشتركي ختم نشده و رو دروري هم قرار مي گيرد. اتفاقي كه از اول شكل گيري مناقشه قره باغ هم دامنگير دو طرف مناقشه بوده و حل و فصل نهايي آن را تحت تاثير قرار داده است. روسيه بنا به دلايل متعددي دوست ندارد اولا اين مناقشه از شكل و حالت پيچيده و مركب خود خارج شده و به معادله اي ساده و راحت تبديل شود و ثانيا كليد حل و فصل آن در دست غرب بويژه آمريكا قرار گرفته و گره آن بدست آنها باز شود. چرا كه اين اتفاق، شكستي ديگر براي مسكو در رويارويي با جبهه غرب و از بين رفتن منافع روسيه در منطقه اي كه هنوز هم براي رهبران آن مهم و حياتي به حساب مي آيد، قلمداد خواهد شد.

با اين وصف، سئوال اساسي اين است كه اين مناقشه پرهزينه كه به ميدان گروكشي روسيه و غرب بدل شده است چه زماني و چگونه راه حل خود را خواهد يافت؟ بي شك پاسخ اين پرسش آسان نيست و نمي توان نسخه اي پيچيد كه با عمل به آن، به راحتي به عمر اين غائله كهنه و دمل چركين منطقه خاتمه داد چرا كه اين سئوال اساسي 14 سال پيش و در سال 1994 م كه دو كشور بر سر برقراري آتش بس به توافق رسيده و آنرا اجرا كردند نيز مطرح بود. 14 سال زمان كمي براي يافتن پاسخ يك پرسش نيست و اكنون كه اين سئوال در طي 14 سال گذشته راه حل خود را نيافته، نمي توان انتظار داشت كه دو ملت آذري و ارمني خوش بين به يافتن آن در آينده اي نزديك بوده باشند.

به رغم اين، و با پند آموزي از دردسرها و فراز و نشيب هاي گذشته اين مناقشه، مي توان خطوط و راهكارهايي ترسيم كرد كه به حل مشكل پيش آمده كمك كرده باشد. قطعا در اين خصوص بايد به عواملي كه به عنوان مانع و بازدارنده عمل كرده و سد راه بوده اند و در سطور بالا اجمالا به برخي از آنها اشاره شد، توجه داشته و گامهاي عملي نسبت به رفع آنها برداشته شود.

پايبندي به انصاف و عدالت در مسير تلاش هاي پيش رو، واقع بيني و عدم اتكا به آرمانگرايي در روند مذاكرات، گذشت متقابل از سوي رهبران و دولتمردان دو كشور با هدف كمك به باز شدن گره هاي كور مناقشه، دلسوزي براي رفاه و آسايش هر دو جماعت آذري و ارمني، احترام به قوانين و كنوانسيون هاي بين المللي از ناحيه هر دو طرف، ملاحظاتي هستند كه پايتخت ها و دولتمردان طرفين درگير در مناقشه، لاجرم بايد به اعمال و رعايت آنها تن در دهند و احترام و پايبندي خود را به اين اصول در ميدان عمل نشان دهند.

علاوه بر اينها، از آنجا كه اين مناقشه بعد فرامنطقه اي و بين المللي يافته و قدرت هاي جهاني نيز بنا بر ملاحظاتي از جمله پيگيري منافع سياسي و اقتصادي حد اكثري خود در آن وارد شده اند، صرف تلاش و تفاهم باكو و ايروان نمي تواند غائله را خاتمه دهد، بلكه اراده قدرت هاي درگير نيز بايد معطوف به اين نيت باشد تا در عمل اتفاق خوشايندي بيفتد. حد اقل اقدامي كه آنها در اين جهت مي توانند انجام دهند، انديشدن به ثبات، آرامش و رفاه دو ملت مغبون و عمل كردن به شعارهايي كه در باره حقوق بشر و مصالح ملتها سر مي دهند، است.

از اين نكته مهم و اساسي هم نبايد عبور كرد كه، هم دستگاههاي رسانه اي و تبليغاتي دو طرف درگير و هم ابزارها و امكانات ساير محافل و مجامع بين المللي رسمي و غير رسمي مرتبط، بايد در جهتي حركت نمايند كه به مدد كار فكري، رسانه اي و تبليغاتي، فاصله ها راكم كرده، نفرت ها و كدورت هاي موجود در ميان دو طرف را از بين ببرند و فضا را براي آفرينش يك محيط منطقي و عقلاني براي ايجاد تفاهم و سازش توام با رضايت دو طرفه، فراهم نمايند.

ترديدي نيست كه شرايط و وضعيت كنوني، با عطف توجه به آنچه در طي سالهاي گذشته ميان دو طرف اتفاق افتاد و تلفات انساني سنگين و خسارت هاي مالي و اقتصادي غير قابل جبراني را براي دو كشور تحميل نمود، بازي باخت - باخت محسوب مي شود و هيچكدام از طرفين نمي توانند ادعا كند كه پيروز ميدان شده اند.

نويسنده: سيدرضا ميرمحمدي (كارشناس مسائل آسياي مركزي و قفقاز)

پي نوشت ها:

1- پايگاه اينترنتي خبرگزاري آپا (www.apa.az ) 12 ژانويه 2008

2- پايگاه اينترنتي روز نامه يني مساوات چاپ باكو (www.musavat.com ) 27 ژانويه 2008

3- علاقمندان به مطالعه بيشتر در اين خصوص مي توانند به مقاله اي با عنوان " مناقشه قره باغ، ريشه ها و پيامدها

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 19:38 توسط قاراباغ |

 

گزارش تصویری از آواره گان جنگ قره باغ قسمت اول


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 15:35 توسط قاراباغ |

قاراباغ كيميندير؟

علي جلالي

قاراباغ هاردادير؟
اينسان بئله بير سؤالا فيكيرلشمه‌دن جاواب وئره بيلر كي ، قاراباغ آذربايجانين حسرتله چيرپينان اوره‌يي‌دير . او ?مين‌لرجه غئيرت‌لي دامارلاردا اينسانلارا ياشاييش باغيش‌لايان قيزيل قاندير . آمما تاريخ باخيميندان قاراباغ آذربايجان توپراقلارينين چرچيوه‌سينده يعني » آراز « و » كور « چاي‌لارينين بير بيرينه قاووشدوغو نوقطه‌نين باتي سيندا يئرله‌شيب و دونيانين ان قديم و بيرينجي اينساني تمدون ايزلري  يعني ماغارالاردان »‌آزيخ « ماغاراسي‌دا قاراباغ داغلاريندا بيزيم اوچون اسگي چاغلاردان ياديگار قاليب . (آزيخ اسكي توركجه‌ده آيي حيوانين آدي‌دير) . (4)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 15:16 توسط قاراباغ |

 

 قاراباغ و فاجعه خوجالی

                                                                                 واحید قاراباغلی

       

آذربایجان بدلیل برخورداری اش از منابع زیرزمینی و روزمینی غنی و همچنین موقعیت ژپولتیک و استراتژیک اش همواره مورد توجه قدرتهای بیگانه و استعمارگر بوده است.                             

از اینرو در طول تاریخ به حوادث مختلف معروض مانده و یا حرکت های مختلف در آن روی داده است.  

                                                                                                      

در نتیجه این حوادث و اتفاقات آذربایجان ضربه های سنگین را متقبل شده و از سوی قدرتهای بیگانه مورد تجزیه قرار گرفته شده است. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 15:5 توسط قاراباغ |

سس دوشدو دغلارا ، داشلارا ، قاچين !

 

تالاندی قاراباغ ، آليندی لاچين !

 

گلمه ديم ، گلمه ديم ، آغاردی ساچين !

 

باغيشلا قارداشيم ، باغيشلا باجيم !

 

 

 

کلبجردن اسن ، اسينه گلديم !

 

فضولی دن قالخان ، سسينه گلديم !

 

تويونو گؤرمه دن ، ياسينا گلديم !

 

باغيشلا قارداشيم ، باغيشلا باجيم !

 

 

 

خوجالی ، خان کندی ، دئييب دولانديم !

 

قاپيلار باغلاندی ، يولا جالانديم !

 

درد اولوب ، ايچيمه دولوب ، قالانديم !

 

باغيشلا قارداشيم ، باغيشلا باجيم !

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 14:54 توسط قاراباغ |

Qarabağım

Sِhbətə çağırır şuşa ceyrani...

اağırır yaralı yaralı səni...

اağırır axdiqca gِzümün qani...

Bu gün Qarabağın maralı səni...

"Qabil

“Şuşa ceyrani” ürəyinə qurban

Sinəndə qanayan yaraya qurban

Gِzlərin ağlar, səsin həzin

Vaxtsız ağaran saçına qurban

.......

Sən o tayda, mən bu tayda

Dərdlərin ruhumu çəkir dara

Sanma unutmuşam sənı, “Qarabağın maralı”

Hicran acisin sِzumdə ara

.......

اağirna səs verən mənəm, duy səsimi

Həsrətinə yanan mənəm, paylaş qəmini

Bax! Qarabağ çagırır bizi, birləşməliyik

Uğrunda Anamıziın sütünə and içməliyik

.......

Dolmasın gِzün, düşmən ağlasın

Başını əymə sən, namərd utansın

Vətən adlı sevdamız cəhani sarsın

Qoy bu sədamız hər yanda ucalsın

.......

Damarlarımdakı axan, dolaşan qan!

Kِnül yaram, sevgı bağım “Qarabağım”

Qara gününü gِrdükcə bağrim şan şan

Baxtı qaram, Arzu anam “Qarabağım”

.......

Adınla fəxr edir səni hər taniyan

Dillərdə əzbər olsun adın “Qarabağım”

Zəfər günəşin doğmaqda, dayan

Tapılmaz bənzərin tayin “Qarabağım”

.......

Qış gedəcək, əsəcək bahar nəfəsi

Yerdə qalmayacaq məzlumun naləsi

Yüksələcək kِnüllərdə Xanin səsi

vətəni Qarabağ şikəstəsi

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 14:49 توسط قاراباغ |

XOCALI FACİƏSİ
1992-ci il fevralın 25-dən 26-na keçən gecə XX əsrin ən böyük faciəsi-Xocalı qırğını baş verdi. Yüzlərlə insan al qanına qəltan edilib qətilə yetirildi. Düşmən kini küdrəti içini yığıb kimsəyə aman vermədi. Kafir erməni həmin o dəhşətli gecədə ağbirçək anaya da güllə atdı, ağsaqqal qocaya da, südəmər körpəyə də. Düşmən amansız idi və xislətindəki bütün insani hissləri kənara qoyub quduz canavara dönmüşdü. O, türk qanına həris idi və bu qandan içdikcə hiddətlənir, ehtiraslı bir qüvvə ilə köməksiz ovunun üstünə atılır, insafın, mərhəmətin nə olduğunu bilmirdi. Onun qəlbində yalnız bir “istək“ alovlanırdı:Türk qanı içmək! Bacardıqca çox içmək türk qanı! Onun ulu babalarıda həmişə belə etmişdi-türk qanı içmək həsrətiylə yaşamışdılar. İndi o məkirli babaların kinli övladları bu istəyi həyata keçirirdilər. İnsanlıq adına yazılmayan bütün vəhşilikləri köməksiz insanların taleyinə qanlı güllələrlə həkk edirdilər. Körpə naləsindən, ağbirçək ana yalvarışlarından xoşhallanırdı bu kafirlər-ermənilər! Ermənilər doğurdanmı kafirlik edirdi həmin o günü? Ermənilər allah xofundan ehtiyat etmirdilərmi? Bir də kafirdə hansı insani hiss, düşüncə olur ki, allah adındanda ehtiyatlansın?

XOCALI SOYQIRIMI QURBANLARININ XATİRƏSİNƏ SÜKUT DƏQİQƏSİ E’LAN EDİLMƏSİ HAQQINDA AZƏRBAYCAN RESPUBLİKASI PREZİDENTİNİN SƏRƏNCAMI

1992-ci il fevral ayının 26-da Ermənistan silahlı qüvvələri Azərbaycan xalqına qarşı misli görünməmiş Xocalı soyqırımı törətmişlər. Bu kütləvi və amansız qırğın aktı erməni qəsibkarlarının Azərbaycan dövlət müstəqilliyini, ərazı bütövlüyünü hədəf almış məqsədyönlü irticaçı siyasətinin növbəti qanlı səhifəsi olmaqla, təkcə Azərbaycan xalqına deyil, bütün insanlığa qarşı cinayətdir və bəşər tarixində qara ləkə kimi qalacaqdır.
Xocalı soyqırımı qurbanlarının xatirəsini yad etmək məqsəd ilə qərara alıram:
Hər il fevral ayının 26-sı saat 17:00-da Azərbaycan Respublikası ərazisində Xocalı soyqırımı qurbanlarının xatirəsinə ehtiram əlaməti olaraq sükut dəqiqəsi elan edilsin.

Azərbaycan Respublikasının Prezidenti
Heydər Əliyev

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 14:40 توسط قاراباغ |

 

ERMƏNİSTANIN AZƏRBAYCANA QARŞI TƏCAVÜZKARLIĞI
TARİXİ YANAŞMA


BEYNƏLXALQ HÜQUQİ YANAŞMA

Ötən əsrin sonunda tarixi proseslərin gedişi nəticəsində yenidən müstəqillik əldə etmiş Azərbaycan Respublikası dünya birliyi ölkələri sırasına qoşulmuşdur. Dünya dövlətlərinin mövcud olduğu bu mühitdə tarixən hər kəsin öz maraqları, qarşılıqlı münasibətlərinin tənzimlənməsinin özünəməxsus qayda-qanunuları və istiqamətləri formalaşır. Beynəlxalq, dövlətlərarası münasibətlərin istiqamətləri də məhs bu mühitdə müəyyənləşir, bəşəriyyət bu variantlar əsasında idarə olunur


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 14:36 توسط قاراباغ |

Ermənistan Respublikasının hərbi təcavüzü nəticəsində Azərbaycan ərazilərinin 20 faizi işğal edilmiş, 30 minə yaxın insan qətlə yetirilmiş, 50 mindən artıq adam yaralanmış və şikəst olmuşdur.Bir milyondan artıq insan 15 ildən çoxdur ki, qaçqın və məcburi köçkün şəraitində yaşayaraq Ermənistanın azərbaycanlılara qarşı etnik təmizləmə və soyqırım siyasətinin qurbanı olmuş, elementar insan haqlarından məhrum edilmişdir.
İşğal nəticəsində 900-dən artıq yaşayış məntəqəsi talan edilmiş, yandırılmış və dağıdılmış, 6 min sənaye, kənd təsərrüfatı müəssisəsi və digər obyektlər məhv edilmiş, ümumi yaşayış sahəsi 9 mln m2-dən artıq olan 150 min yaşayış binası dağıdılmış,4366 sosial mədəni obyekt, eyni zamanda 695 tibb məntəqəsi məhv edilmişdir. İşğal edilmiş ərazilərdə kənd təsərrüfatı sahəsi, su təsərrüfatı, hidrotexniki qurğular, bütün nəqliyyat və kommunikasiya xətləri tam sıradan çıxarılmışdır. Dağıntılar nəticəsində iqtisadiyyata 60 milyard ABŞ dollarından artıq ziyan dəymişdir.
Hərbi təcavüz zamanı ələ keçirilmiş Azərbaycan ərazilərində 927 kitabxana, 464 tarixi abidə və muzey, 100-dən çox arxeoloci abidə, 6 dövlət teatrı və konsert studiyası dağıdılmışdır. Talan edilmiş muzeylərdən 40 mindən çox qiymətli əşya və nadir eksponat oğurlanmışdır. Belə ki, Kəlbəcər tarix diyarşunaslıq muzeyi yerlə yeksan olunduqdan sonra muzeyin ekspoziyasına daxil olan nadir qızıl və gümüş zinyət əşyaları, ötən əsrlərdə toxunmuş xalçalar Ermənistana daşınmışdır. Şuşadakı tarix muzeyi, Ağdamdakı çörək muzeyinin, Zəngilandakı Daş Abidələr muzeyinin də taleyi belə olmuşdur. Bir sözlə, Ermənistan Respublikası «Hərbi münaqişələr zamanı mədəni sərvətlərin qorunması haqqında» Haaqa Konvensiyasının və «Mədəni sərvətlərin qeyri-qanuni dövriyyəti haqqında» Paris Konvensiyasının müddəalarını kobudcasına pozaraq Azərbaycanın mədəni sərvətlərini talamaqla məşğuldur.
Birləşmiş Millətlər Təşkilatının Təhlükəsizlik Şurasının 1993-cü ildə qəbul edilmiş 822, 853, 874, 884 saylı qətnamələrində Azərbaycan Respublikasının ərazi bütövlüyünün tanınmasına və işğal olunmuş Azərbaycan ərazilərinin qeyd-şərtsiz azad edilməsi tələblərinə baxmayaraq Ermənistan Respublikası bu gün də işğalçılıq siyasətini davam etdirir.
http://human.gov.az

TARİXİMİZİN QAN YADDAŞI
20 Yanvar-Ümumxalq hüzn günü
31 Mart-Azərbaycanlıların soyqrımı günü

Dağlıq Qarabağ: işğal tarixi – 1988-1993-cü illər, ərazisi 4400 km2. (Şuşa, Xankəndi, Xocalı, Əsgəran, Xocavənd, Ağdərə, Hadrut)

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 14:23 توسط قاراباغ |

Qarabağ nəinki Azərbaycanın, hətta bütün dünyanın ən qədim torpaqlarından biridir. Bu ərazidə ən qədim dövrlərə aid yerlər aşkar olunmuşdur. 1968-ci ildə Azıx mağarasında Azıxantrop adlı primitiv Azıx adamının çənə sümüyü tapılmışdır. Çox guman ki, Azıx adamları burada 250-300 min il bundan əvvəl yaşamışlar. Bütün tarix boyu Qarabağ Azərbaycanın ayrılmaz hissəsi olmuşdur. Ərəb xilafətinin işğalı və Alban dövlətinin süqutu ilə VII-IX əsrlərdə Qarabağın tarixində əhəmiyyətli dəyişikliklər baş verdi. Ərəb işğalının nəticəsində Albaniyanın xristian əhalisinin əksəriyyəti İslamı qəbul etdi, qalanları, xüsusilə Albaniyanın Qarabağ yüksəkliklərində yaşayan əhali isə IV əsrdə Albaniyanın dövlət dini elan olunmuş xristianlıqdan imtina etmədi. XIX əsrin əvvəllərində Şimali Azərbaycan ərazilərinin Rusiya tərəfindən işğalından sonra Eçmiədzinin təzyiqi və israrlı müraciətləri nəticəsində Rus çarının Alban Katalikosunun ləğvi barədə qərarı Qarabağ yüksəkliklərinin Alban əhalisinin gürcüləşdirmə və erməniləşdirmə prosesinin başlanğıcını qoydu. Qarabağ Sacilər, Salarilər, Şəddadilər, Atabəylər, Hülakilər (Elxanilər), Qaraqoyunlu, Ağqoyunlu kimi ərəblərin işğalından sonra Azərbaycanda biri birini əvəz etmiş müxtəlif müsəlman dövlətlərinin tərkibində olmuşdur. Azərbaycan Səfəvilər Dövlətinin (1501) yaranması bütün Azərbaycan torpaqlarının mərkəzləşdirilməsinin əsasını qoydu. Səfəvilər tərəfindən yaradılmış dörd əyalətdən birinin adı Qarabağ və ya Gəncə idi. Səfəvilər Dövlətinin mövcudluğuna son qoymuş Nadir şahın ölümündən sonra Azərbaycanda yeni müstəqil və yarı-müstəqil dövlətlər, xanlıqlar və sultanlıqlar yarandı. Onlardan biri Qarabağ xanlığı idi. Qarabağ xanlığı Azərbaycanın görkəmli dövlət xadimlərindən biri olan Pənahəli Bəy Cavanşir tərəfindən yaradılmışdır. Onun oğlu İbrahim xanın dövründə Qarabağ xanlığı daha da gücləndi. 1805-ci ildə İbrahim xan Rusiya silahlı qüvvələrinin komandiri P.D.Sisianov ilə Kürəkçayda müqavilə imzaladı. Kürəkçay müqaviləsinə əsasən Qarabağ xanlığı müsəlman - Azərbaycan torpağı kimi Rusiyaya birləşdirildi. Kürəkçay müqaviləsi Qarabağın, onun dağlıq bölgəsi də daxil olmaqla, tarixi Azərbaycan torpağı olduğunu sübut edən ən mühüm sənədlərdən biridir. Şimali Azərbaycanın işğalından sonra bu torpaqlarda mövqeyini möhkəmləndirmək məqsədi ilə çarizm erməniləşdirmə siyasətini tətbiq etməyə başladı. 1828-ci il Türkmənçay müqaviləsi və 1829-cu il Ədirnə müqaviləsinə əsasən İran və Türkiyədən köçürülmüş ermənilər Qarabağ da daxil olmaqla Şimali Azərbaycanda məskunlaşdırıldılar. 1918-ci il mayın 28-də, təxminən 100 illik Rusiya müstəmləkəsindən sonra Azərbaycan xalqı Şimali Azərbaycanda yeni müstəqil dövlətini yaratdı. Azərbaycan Xalq Cümhuriyyəti Qarabağ üzərində də siyasi hakimiyyəti saxladı. Eyni zamanda, yeni yaranmış Ermənistan (Ararat) respublikası da Qarabağa qarşı əsassız ərazi iddiaları ilə çıxış etdi. Qarabağı ələ keçirmək məqsədi ilə bu dövrdə ermənilər əvvəllər də həyata keçirdikləri soyqırım aktlarını törətməyə davam etdilər. Vəziyyətlə əlaqədar olaraq, 1919-cu ilin yanvarında Azərbaycan hökuməti Şuşa, Cavanşir, Cəbrayıl və Zəngəzur qəzalarını əhatə edən Baş Qarabağ Əyalətini yaratdı. 1920-ci il aprelin 28-də Azərbaycanda Sovet dövlətinin bərqərar olmasından bir neçə il sonra, 1920-1923-cü illərdə həyata keçirilmiş məqsədyönlü tədbirlər nəticəsində keçmiş Qarabağ xanlığının tərkibində olmuş Azərbaycan torpaqları özlərinin ənənəvi tarixi və geocoğrafi bütövlüyünü itirdi. Sovetləşdirildikdən sonra Azərbaycan Dağlıq Qarabağa muxtar vilayət statusu verməyə məcbur edildi. Beləliklə, Azərbaycanın ayrılmaz hissəsi olan Qarabağ süni şəkildə aran və dağlıq hissələrə bölündü. Bütün bu tarixi ədalətsizliklərə baxmayaraq, Dağlıq Qarabağ Muxtar Vilayətinin siyasi, sosial, iqtisadi və mədəni inkişafını təmin etmək üçün Azərbaycan bu bölgədə kompleks islahatlar həyata keçirdi. Amma yenə də erməni separatçıları öz mənfur siyasətlərini həyata keçirməyə və bununla da Azərbaycana ciddi ziyan vurmağa davam etdilər.SSRİ-nin süqutu ərəfəsində onlar öz fəaliyyətini sürətləndirdilər. Azərbaycana qarşı təcavüzkar müharibə başlandı.SSRİ-nin süqutu ərəfəsində onlar öz fəaliyyətini sürətləndirdilər. Azərbaycana qarşı təcavüzkar müharibə başlandı.
Mənbəə: http://www.mincom.gov.az/az/main.html

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 14:20 توسط قاراباغ |


بررسی تحولات نظامی ارمنستان در طول سال گذشته- هادی کرکوک

خلاصه مقالهآیا مسئله قره باغ به شیوه مسالمت آمیز حل خواهد شد؟آیا روابط ترکیه و ارمنستان بهبود خواهد یافت و اگر خواهد یافت به چه شکل و چه میزان؟آیا لابی های ارمنی خواهند توانست افکار عمومی جهان را در مورد نسل کشی ترکان قانع کنند؟ 
 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 14:16 توسط قاراباغ |

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 14:10 توسط قاراباغ |

ارامنه افراطي(داشناکها) و موضوع قتل عام
موضوع مهمي که روبرو هستيم جنايات چند سال اخير داشناکها در قاراباغ آذربايجان بود که باعث آواره شدن ۱ مليون مسلمان آذربايجاني و کشته شدن دهها هزار تن به صورت فجيع در شمال ارس گرديد. امروزه ميبينيم که داشناکها براي در هاله قرار دادن اين جنايت هولناک بشري عليه مسلمانان ؛ به ترفندي دست زده اند و آن به پيش کشيدن موضوعي مربوط به حدود ۱۰۰ سال پيش است يعني درگيري بين ارتش عثماني (که در حقيقت بر خلاف گفته ها و ادعا هاي مغرضين ؛ نه ارتش ترکها بلکه بيشتر به عنوان يک ارتش مسلمان اعم از ترک و کرد و عرب و... مشخص بود) و خيانتکاران ارمني در امپراتوري عثماني. البته حتي در صورت ثابت شدن اين ادعاي واهي ؛ اين جنايت را نميتوان به صرف ترکها نسبت داد و از همه جالبتر ؛ نميتوان آن را دليل و توجيهي براي قتل عام هزاران مسلمان ترک آذربايجاني در شمال ارس قلمداد کرد. البته در اين ميان دقت در موضوع ارائه شده توسط ارامنه افراطي ( نه شهروندان بيطرف و منصف ارمني ايران يا هرکجاي جهان) جايگاه مهمي دارد که اين کار را دوست گرامي ام جناب مهران بهاري از همه بهتر به عهده گرفته اند که از مقاله ايشان بنده نيز بهره مند شده ام:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 13:51 توسط قاراباغ |

 

Müraciət

تعدادي از عكسهاي گرد همائي اهالي تبريزدر محكوميت كشتار شيعيان مظلوم خوجالي در 7 اسفند 1384 مقابل لانه ئ فساد و هدايت كمكهاي مادي و معنوي ارمني هاي داشناك در آذربايجان خليفه گري كل آذربايجان عليرغم معاونت ماموران حضور اهالي قهرمان پرور تبريز در مراسم قابل ستايش است در اين روز و حضور دائمي اهالي تبريز در اينگونه مراسمات باعث تجديد نظر دشمنان مردم آذربايجان در سياستهاي ضد بشري خود خواهد شد و حركت رو به رشد بيداري مردم آگاه و ترك زبان آذربايجان جنوبي مطمئنا روند آزاد سازي قاراباغ مظلوم را از چنگال داشناكهاي ارمني تند تر خواهد كرد و داشناك هاي ارمني بايد اين پيام را داشته باشند اگر هر چه سريعتر قاراباغ مظلوم را در اشغال خود نگه دارند آنگاه غيرت و غضب آذربايجاني ها گريبان آنها را خواهد گرفت و اين بار آنقدر توفنده خواهد بود كه طومار هر متجاوز گري را براي هميشه بر خواهد چيد ودرس و عبرتي براي آيندگان خواهد بود و به ارمني هاي ساكن در آذربايجان هشدار ميدهيم دست از حمايت از داشناك هاي ارمني بردارند و در محكوميت اشغال قاراباغ و اعلام انزجار از كشتار شيطان مظلوم خوجالي توسط جانيان قرن اقدام نمايندآنگاه براي هميشه ميهمان ما در تبريز باقي خواهند ماند در غير اين صورت آنها را شريك جرم اين جنايت قرن خواهيم دانست وديگر از رافت و مهرباني خبري نخواهد بود و اين ميهماني ديگر تمام خواهد شد وميزبان در دامن خود دشمن تربيت نخواهد كرد                                

             
    جمعيت حمايت از مردم مظلوم قارا باغ
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 13:31 توسط قاراباغ |

قاراباغ(نام منطقه ای در آذربایجان)

عزيزينم قاراباغ (قره باغ من عزيز توام)
قارا طالع قارا باخت (طالع سياه ، سرنوشت شوم)
جنته گئتسم يئنه (اگر به بهشت وارد شوم)
ياددان چيخماز قاراباغ (باز قره باغ فراموشم نمي شود)
قاراباغيم قارباغيم (قره باغ من اي باغستان برفي من)
ياشيل اومود يارپاقيم (برگ سبز اوميد من)

اوياق گزديم اوستونده (من برروي سينه تو بيدار گشته ام)
ياتسام سن اول يورقانيم (اگر خوابيدم تو مرا بپوشان)

قاراباغيم باغ اولسون (قره باغ من باغستان شود)
عومور گونو آغ اولسون (روزگارش درخشان شود)
داغلاري منه ذيروه (کوههايش ستيغ من)
...
ياد اورگه داغ اولوسون (براي قلبهاي بيگانه داغ شود)

شوشام* قالمادي منيم ( شوشاي من از دست رفت)
يوردوم آنام دي منيم (وطن من مادرمن است)
من اونون بالاسييام (من فرزند اويم)
اودا بالامدي منيم (اوهم فرزند من است)
عسکران* عسکريمدي (عسکران سرباز من است)

خان کندي* درد - سريمدي (خان کندي مصيبت سراي من است)
هر کس يئريني تاپسين (هر کس بايد جاي خودرا بيابد)
بورا منيم يئريمدي (اينجا هم زمين من است)
داها قاراباغلارام (ديگر سياه خواهم پوشيد)
سئللر کيمين چاغلارام (همانند سيلابها خروشان خواهم شد)
اولوب قالان عومرومو (باقيمانده عمرم را...)
وطن دييه آغلارام... (وطن خواهم گفت و خواهم گريست...)

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 13:23 توسط قاراباغ |